فقط میخوام بنویسم ....
فقط میخوام بنویسم ولی نمی دونم چی ؟
یه دنیا حرف ناگفته دارم یه دنیا گله یه دنیا شکایت یه دنیا حسرت 
تنهایی مثل خوره دارم وجودم رو از بین میبره . احساس خلا ء میکنم ....
خیلی تنهام ....
این روزها همش دلم هوای مامانمو میکنه
شاید گفتن این حرف از زبون یک زن 31 ساله عجیب باشه ولی دلم بوی مامانم رو میخواد . دلم میخواد ساعتها باهاش حرف بزنم از اتفاقاتی که نمیتونم هضمش کنم نمیتونم به کسی بگم ...
از نیاز ها از خواسته ها و هزاران هزار درد و دل....
یادش بخیر مامانی
چه روزهایی داشتیم با هم ....
رفتی و من و با یه دنیا حسرت تنها گذاشتی ...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

فقط میخوام بنویسم ....
